تبليغاتX
www.beautiful-flower.com


























www.beautiful-flower.com

اصل بد نيكو نگردد آنكه بنيادش بد است

شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم

 شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !

 شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..

 شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

 شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

 شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

 شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

 
 شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

 شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.

 شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .

 شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.

 شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

 شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !

شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

شما یادتون نمیاد، فیلم ویدئو که یواشکی زیرپیرهنمون قایم می کردیم؛بعدم می گفتیم کیفیتش آینه س!
شما یادتون نمیاد،  جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد!

شما یادتون نمیاد،  انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…

شما یادتون نمیاد،   سره کلاس انشاء که میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته بودیم زنگ تفريح دل درد میگرفتیم!

شما یادتون نمیاد،   سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !

شما یادتون نمیاد،   آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !

شما یادتون نمیاد،   گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

شما یادتون نمیاد،آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

شما یادتون نمیاد،  اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!


شما یادتون نمیاد مردم چقدر مهربون بودن چقدر به هم کمک میکردند.

این خاطرت که یادم اومد چشمام رفتم تو فاز افسردگی .چه قدر دلم برای اون وقتا تنگ شده

 

 

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 22:45 توسط flower|

وکجایی سهراب؟
اب راگل کردند، چشم ها راباز بستند و چه با دل کردند!
وای سهراب کجایی اخر؟زخم هابردل عاشق کردند، خون به چشمان شقایق کردند.
توکجایی سهراب ؟َکه همین نزدیکی؛
عشق رادار زدند،همه جاسایه ی دیوارزدند... وای سهراب کجایی که ببینی حالا،
دل خوش مسقالیست! دل خوش سیری چند؟
صبرکن سهراب!
قایقت جادارد؟؟
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:0 توسط flower|

 

سلام دوستان عزیزم

امروز میخوام یه پست فوق العاده زیبا بنویسم

شک ندارم که همتون دوسش دارید

متن شعر و لینک دانلود آهنگ نیستی با صدای مهدی مقدم تقدیمتون

 

       

 

نیستی دارم دق می کنم نیستی دارم می پوسم
عکساتو من یکی یکی بر می دارم میبوسم
پیرهن یادگاری تو هر شب دارم بو می کنم
برای برگشتن تو به آسمون رو می کنم

نیستی دارم دق می کنم ، نیستی دارم می پوسم
عکساتو من دونه دونه بر میدارم میبوسم
از خدا میخوام دوباره تورو ببینم رو به روم
قسم به اشک حسرتم فقط همینه آرزوم

نیستی دارم دق می کنم ، نیستی دارم می پوسم
عکساتو من دونه دونه بر می دارم میبوسم
یه عالمه گل میارم همه رو پرپر می کنم
هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر می کنم

تموم اشکام هدیه ی نبودنت کنار من
نمیدونی چی میگذره به قلب بی قرار من
وای که چقدر سخته برام ثانیه ها بدون تو
دلم می خواد باز ببینم چشمای مهربونتو

نیستی دارم دق می کنم ، نیستی دارم می پوسم
عکساتو من دونه دونه بر می دارم میبوسم

نیستی دارم دق می کنم ، نیستی دارم می پوسم
عکساتو من دونه دونه بر میدارم میبوسم
یه عالمه گل میارم همه رو پرپر می کنم
هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر می کنم

 

 براي دانلود اهنگ  اينجا را كليك كنيد

 

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:40 توسط flower|

سلام درست اومدید اصلا اشتباه نشده اینجا همون جاست

فقط قالبم عوض شده

حالا به نظرتون قشنگه شده وبم؟

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 10:42 توسط flower|

لطفـــــــــا حتمــــــــــا بخونید ... قابل توجه بعضی ها ( که نمیدونم کیا هستن، فقط میدونم هستن ! )

 


به سر آستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ، ارباب

نخند

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری

نخند

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند.

نخند

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده

نخند

به دستان پدرت،

به جارو کردن مادرت،

به همسایه ای که هر صبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس ،

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چُرت می زند،

به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارِگی ریز جوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده،

به مسافری که سوار تاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که دربانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی،

نخند

نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند

آدمهایی که هر کدام برای خود و خانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بار می برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جارمی زنند

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند،…….خیلی ساده

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 21:41 توسط flower|

دو قدم مانده به خندیدن برگ

 یک نفس مانده به ذوق گل سرخ

چشم در چشم بهاری دیگر...

 تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان

یک سبد عاطفه دارم

همه ارزانی تان.

نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 0:17 توسط flower|

خبری از پرستوها نیست  گفته بودند بر نمی گردنند

آسمان سیاه مرا این کلاغان سیاه تر کردند 

شاخه های هیزمی رسیده شدند میوه تلخ نصیب شاخه حسرت شد

چشم من خشک و زرد میبیند یا درختان شهر من زردند؟

شعبده بازی است در هر کنج شهر در باورش نمی گنجد.

باغبان ها به گل دل دادند از گل پونه مار پروردند.

در گلو ناودان فرو می ریخت بغض یک آسمان شکستن را

لانه گرم لک لکان خالی است دودکش خانه ها سردند.

کار دیگر گذشته است از کار جای باران تگرگ می بارد

زخم شمشیر آسمان کاری ست زخم ها زخم و دردها دردند. 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 0:0 توسط flower|

تصاویر جالب و زیبا و خنده دار از عجایبی که فقط در ایران یافت میشود

عجایبی که فقط در ایران اتفاق می افته

ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 18:13 توسط flower|

سر جلسه امتحان تقلب اشتباه برسونین به دوستتون !

به بچه همسایه بگید اگه یه خودکار رو قورت بده ، بزرگ شه مهندس میشه !

از کنه ای که نیشتون زده ، دیه بگیرین !

وقتی قایق موتوری تون وسط دریا خاموش کرد ، پیاده بشین هل بدین !

بلالی که دونه هاش کج هست رو ببرین ارتودنسی !

نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید !

 اگر خوشتون اومده بقیه اش توی ادامه مطلبه


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 19:4 توسط flower|

شب قد کشیده زیر بلندای چادرت
هی می نویسمش که تمامش کنم ولی...
از من بزرگ تر شده تصویر آینه
دردی نشسته خیره به من روی صندلی

( مسیحا ابوعلی )

نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 22:46 توسط flower|


آخرين مطالب
» شما یادتون میاد ؟
» صبرکن سهراب!
» دانلود آهنگ نیستی
» درست اومدید
» نخند
» سال نو مبارك
» گفته بودند بر نمی گردنند
» عجایبی که فقط در ایران اتفاق می افته
» توصیه می کنم یک بار امتحان کنید
» یلدا

Design By : RoozGozar.com